تبلیغات
یادداشت های من - بیشعوری یا نه ... مسئله این است

یادداشت های روزانه من درباره اینترنت، سیاست، آبکنار، رایانه، شعر، فناوری اطلاعات و ...
هر چیزی که بهش علاقه دارم

حسین (کیوان) جهانبخش آبکنار

جستجو

 

بیشعوری یا نه ... مسئله این است

پنجشنبه 20 مرداد 1390   08:43 ب.ظ

کلمه دانلود کتاب رو گوگل کنید تا ساجسشن های اون ظاهر بشه، یکی از این پیشنهادا دانلود کتاب بیشعوری نوشته آقای دکتر خاویر کرمنته که توسط محمود فرجامی ترجمه شده ولی با توجه به توضیحاتی که در مقدمه داده امکان چاپش از مجرای وزارت ارشاد برای اون میسر نشده و تصمیم گرفته اون رو از طریق دنیای مجازی منتشر کنه.
خوب البته با توجه به اسم اصلی کتاب که asshole هست قطعاً هم این انتظار میره...

آیا واقعاً بیماری بیشعوری داره زیاد میشه و گسترش پیدا می کنه؟ آیا من یک بیشعور هستم؟ آیا ما هر روز با آدم های بیشعور زیادی رفت و آمد می کنیم و خودمون هم بی خبریم؟ آیا بیشعوری واقعاً یک بیماریه؟
تقسیم بندی آدم ها توی این کتاب به دو دسته است: بیشعور و نا بیشعور و از این دو حالت خارج نیست. با توجه به خصوصیات گفته شده در نهایت به این نتیجه رسیدم که من یک نابیشعور هستم ولی نمی دونم خدا رو شکر کنم یا اینکه اعصابم خرد باشه که چرا آدم بیشعوری نبودم تا شاید وضعم از اینی که هست بهتر باشه.

بعضی از نکاتی که توجهم رو جلب کرد اینجا آوردم براتون، اول باید بگم که در فصلی از کتاب انواع بیشعورها رو تقسیم بندی کرده، خصوصیاتشون رو گفته و گاهاً راه هایی برای درمان اونها و یا مقابله با اون ها رو مطرح کرده.
ذکر این نکته لازمه که توجه کنید که قانون جاذبه (قانون جذب) سالها پیش در امریکا مطرح شد و بعد از اون به خاطر پخش مستند اون از سیمای کشورمون در ایران طرفدار پیدا کرد و شد عاملی برای پول درآوردن و چاپیدن از یک سری افراد ساده لوح و بدبخت و خیلی از مباحث جدید دیگری که به تازگی توی کشورمون طرفدار پیدا کرده مثل شادکامی در زندگی، MBA، جنبش های اعتراضی بر علیه همه چیز (اعتراض به دولت، اعتراض به صدا و سیما، اعتراض به عملکرد دانشگاه ها، اعتراض به آلودگی محیط زیست، اعتراض به اسیدپاشی روی صورت آمنه بهرامی، اعتراض به بخشیدن حکم قصاص از طرف اون، اعتراض به فرنود راستگو، اعتراض به دروغگویی خاله نرگس، اعتراض به عوض کردن نام خلیج همیشه فارس، اعتراضات مربوط به کتیبه حقوق بشر، اعتراض به توهین به کورش بزرگ، اعتراض به ولنتاین، حمایت از سپندامزگان، اعتراض به جلوگیری از آب بازی در پارک آب و آتش، اعتراض به  گشت ارشاد، اعتراض به بدحجابی در جامعه، اعتراض به شهریه دانشگاه آزاد، اعتراض به من و ...)، . تمام افرادی که وقت و انرژیشون رو برای جمع کردن یک سری افراد و قبولاندن اینکه باید اون چیزی که برای اونها مهمه برای بقیه هم مهم باشه مصداق بارز بیشعوریه. البته این اعتراضات توی کشور ما فعلاً فقط محدود به دنیای مجازیه و چندان در سطح جامعه با تظاهرات، گردهمایی ها و ... همراه نیست و این یکی از دلایلیه که به نظر من بیشعوری از این دست به این زودی ها در ایران فراگیر نخواهد شد.
حالا نکاتی که به نظر جالب بود رو براتون میارم:
1- تابلوترین نوع بیشعورهای تجاری، بیشعورهای MBA هستند که حروف مخفف عبارت «خبره در بیشعور بودن» (Master of Bieng an Asshole) است. اینها افرادی هستند با تئوری های عریض و طویل که عقلشان پاره سنگ بر میدارد. آدم هایی با مدارک دهان پر کن از موسسات علمی جهانی که برای هر مسئله ای پاسخی (و نه راه حلی) در آستین دارند.

2- بیشعورهای مدنی قابلیت شگفت انگیزی برای دیدن تنها یک وجه از هر مسئله ای را دارند: همان وجهی که نفع آنها را تامین می کند. به همین خاطر است که سفیدپوستانی که با سیه پوستان بدرفتاری می کنند «نژادپرست» خوانده میشوند اما سیاه پوستانی که با سفیدپوستان بدرفتاری می کنند فقط همسایه های بدی محصوب می شوند. سیاهانی که علیه سفیدها تبعیض قائل می شوند «فعال اجتماعی» خوانده می شوند!!1

3- بیشعور عصر جدید: سوداگر سیاری که نه به او الهام می شود و نه عقل درست و حسابی دارد، اما تیز و بز است و می تواند با دیدن یک نفر فوری رگ خوابش را پیدا کند و بدوشدش.
یم بار با کلاس های مهارت در شهامت و دفعه بعد با سمینارهای تناسخ و مرتبه بعدی همایش های خودشادمان کنی. اما تمام اینها سودجویی از ساده لوحی سرشت بشری است که منشا آنها آرزوی همگانی برای ما بهتر و شادکام تر بودن است.
ورد کلام این افاراد ای است که چون خدا همه جا حضور دارد پس تمام آن چیزی که لازم است انام دهیم این است که به این نیروی کیهانی متصل شویم تا بدین ترتیب با هرکجا و هر کسی که مایل باشیم هماهنگ شویم. اگر پول می خواهیم کافیست که با استفاده از این هماهنگی آن را به سوی خود بکشانیم.2

4- برخی صاحب نظران معتقدند تنها راه جلوگیری از رشد بیشتر کاغذبازی، حذف تفریحات پشت میزنشین هاست.ذبر طبق بعضی از پیشنهادهای رادیکال، باید منشی ها بر حسب تعدا  افرادی که به آنها کمک می کنند ارزیابی شوند، تمام پرونده ها تا حد یک روی یک برگه A4 مختصر شوند و تمام نهادهای دولتی به شرکت های خصوصی تبدیل شوند.


پ ن:
1- درباره بیشعوری مدنی من خودم حرفهای زیادی دارم ولی به سبکی که در حال حاضر در جریانه و منبع اونها ایمیل، فیس بوک، توئیتر، گاهاً کلوب و بعضی شبکه های تلویزیونیه. شاید در فرصتی دیگر...
2- این کتاب مربوط به سال 1990 هست (کتاب بیشعوری). همونطور که قبلاً هم گفتم این مباحث در اون زمان در امریکا به اندازه حال حاضر ایران گسترش پیدا کرده بود و موجی از بیشعوری را برانگیخته بود، من اطمینان دارم بسیاری دیگر از این نوع واردات هم در آینده نه چندان دور خواهیم داشت. نمونه ی آن نتورک مارکتینگ که البته الآن مدتیست که خفه شده اند ولی همچنان هستند و خواهند بود.


نوشته شده توسط : حسین (کیوان) جهانبخش آبکنار

نوع مطلب : روزنوشته - من ،نقد ،جدی ،