تبلیغات
یادداشت های من - بهار در گرگان

یادداشت های روزانه من درباره اینترنت، سیاست، آبکنار، رایانه، شعر، فناوری اطلاعات و ...
هر چیزی که بهش علاقه دارم

حسین (کیوان) جهانبخش آبکنار

جستجو

 

بهار در گرگان

یکشنبه 18 اردیبهشت 1390   10:53 ق.ظ

سلام.
این مطلب در حقیقت برای سال گذشته است ولی با توجه به جشنواره وبلاگ نویسی گرگان و اینکه این مطلب نظرات شخصی من در مورد گرگان و گرگانی هاست، برای همین تصمیم گرفتم با همین مطلب در جشنواره شرکت کنم.

این روزا همه جا رنگ و بوی بهار داره. مهمترین رنگ و شاخصه بهار تو این روزا تو این شهر درختای نارنجه و گلهای  بهار نارنج که به نحویه که وقتی تو خیابونها قدم میزنی از بوی این گلها مدهوش میشی.
یه نکته هم بگم و اون اینکه اگه دقت کرده باشین توی تهران تو بعضی از خیابونهاش درختای توت سر از زمین بر آوردن و میوه تابستونی بچه های مدرسه ای رو تامین می کنن. تو تهران به دلیل اینکه احترام به طبیعت تو ذهن بچه ها جا نیفتاده بعد از تعطیلی مدارس می بینی که بچه ها از این درختا آویزون شدن و دارن به روز یکی از توت های کالی که هنوز مزه خیار میده رو به زور می کنن تا نوش جان کنن ولی تو گرگان چند تا نمونه ی خیلی قشنگ دیدم که واستون تعریف می کنن:

اول اینکه الان که گلهای بهارنارنج در اومدن خیلی از خانم های خونه تصمیم میگیرن که یه مربای مشتی بهارنارنج به رگ اعضای خونواده تزریق کنن تا اونا علاوه بر بو از مزه ی عالی این گلها هم بهره ببرند. این مادران مهربان به جای اینکه در کنار درختای نارنج سرشون رو بالا بگیرن و از درختا گلهای تر و تازه بهار نارنج رو برای یه مربای خوشمزه صید کنن، سرهاشون همه پایین و گلهایی که تازه از درخت جدا شده و روی زمین افتاده جمع می کنن و می شورند تا گلهایی که قراره تو تابستون سهمیه نارنجشون رو تامین کنه همچنان روی درخت باقی بمونه و تا جایی که می تونه رشد کنه تا به یک نارنج آبدار و رسیده تبدیل بشه.
دوم اینکه به رهگذرهایی هم که از کنار درختا رد می شن و می خوان نمونه ای از این بوی مدهوش کننده رو همراه خودشون داشه باشن و دست به شاخه های درخت می برن خیلی مهربانانه تذکر می دن که از همون گلهایی که تازه روی زمین ریخته برای این کار استفاده کنن و زندگی رو از یه موجود زنده نگیرند.
سوم اینکه وقتی توی تابستون نارنج ها می رسه به جای اینکه یه جوون 70 کیلویی رو بفرستن بالای این درختای نحیف که براشون نارنج بکنه همگی از چارپایه و ... استفاده می کنن تا برن و از شاخه های بالایی درخت بهره ببرند و حتی از نردبوم هم استفاده نمی کنن تا مبادا خطی بر پیکر این درختها بیفته.
من این رفتار و این احترام به طبیعت رو فقط تو مردم این شهر دیدم و حتی توی گیلان هم که جزو سرسبز ترین استانهای کشوره و زندگیشون با طبیعت گره خورده این همه ملاطفت و مهربانی با طبیعت ندیدم.
نمونه های مختلف احتران به طبیعت رو من تو جاهای دیگه هم دیدم. مثلاً توی جنگل هیچ وقت برای روشن کردن آتش شاخه ای از درخت رو نمی کنن و فقط به شاخه هایی که روی زمین افتاده و یا از شاخه های درختایی که کاملاً نابود شده و خشک شده استفاده می کنن و .... و ... و ....
کاش همه جای ایران همینجوری مردم به گیاهان و به طبیعت احترام میذاشتن.



نوشته شده توسط : حسین (کیوان) جهانبخش آبکنار

نوع مطلب : خودم ،