تبلیغات
یادداشت های من - شعری من باب کنکور در ایام بین مطالعات

یادداشت های روزانه من درباره اینترنت، سیاست، آبکنار، رایانه، شعر، فناوری اطلاعات و ...
هر چیزی که بهش علاقه دارم

حسین (کیوان) جهانبخش آبکنار

جستجو

 

شعری من باب کنکور در ایام بین مطالعات

جمعه 1 بهمن 1389   03:03 ب.ظ

پسرک چرخی زد

فضا با روشنی بی رنگی پر بود

و همی نوسان یافت

از همه لحظه های زندگی اش کنکوری گذشته بود

و همه رویا هایش در کنکوری خاموش شده بود

خودش را در مرز یک رویا دید

به خاک افتاد

لحظه ای در فراموشی ریخت

سر برداشت

مرغ کنکور بر بام گمشده ای نشسته بود

بالهایش را گشود

و خود را به بیراهه فضا سپرد

 

 

در خط اول کلمه ی دخترک توسط ممیزی میهن بلاگ به پسرک تغییر یافت*

 

___________________________________________________

دیری ست مانده کتابی نخوانده

                 در خلوت کبود اتاقم                  

هر فصل آن ز فصل دگر دور مانده است

گویی که هر سطر

       سطر دگر را

           از خویش رانده است

از یاد رفته همه فصل های قبلی اش

 بر چهره اش که خاک، ماسیده روی آن

سه حفره کبود که خالی است از تابش زمان

بویی فسادپرور و زهر آلود

تا مرزهای دور خیالم دویده است

نقش زوال را

بر هر چه هست، روشن و خوانا کشیده است

در اضطراب لحظه ی  زنگار خورده ای

که روزهای رفته در آن بود ناپدید

با ناخن این کتاب را

از هم شکافتم

رفتم درون هر صفحه و هر سطر آن

اما از آنچه در پی آن بود

چیزی نیافتم

 

کنکور ایستاده است.

خیره نگاه او

بر چارچوب پنچره ی من

با جنبش است پیکر او گرم یک جدال

بسته است نقش بر تن لبهایش

تصویر یک سوال....

 

 

 

*با تشکر و پوزش از آقای سپهری

*این دو تا شعر اصلاً طنز نیست...


نوشته شده توسط : حسین (کیوان) جهانبخش آبکنار

نوع مطلب : دانشگاه ،خودم ،